| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 30 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
جهت یابی
یافتن جهتهای جغرافیایی را جهتیابی گویند. جهتیابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهتهای جغرافیایی، میتوانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفادههای مسلمانان از جهتیابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگلبانان و ... هم به دانستن روشهای جهتیابی نیازمندند.
هرچند امروزه با وسایلی مانند قطبنما یا GPS میتوان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روشهای دیگر جهتیابی مفید و کاراست
جهتهای اصلی و فرعی
جهتهای جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده
اگر رو به شمال بایستیم، سمت راستمان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپمان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهتهای اصلی مینامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهتهای شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص میکند.
با دانستن یکی از جهتها، بقیهی جهتها را میتوان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
روشهای جهتیابی
برخی روشهای جهتیابی مخصوص روز، و برخی ویژهی شب اند. برخی روشها هم در همهی مواقع کارا هستند. توجه شود که:
بسیاری از این روشها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهتهای اصلی را به صورت تقریبی مشخص میکنند. برای جهتهای دقیق باید از قطبنما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.
آنچه گفته میشود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیقتر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأسالسرطان). در نیمکره جنوبی در برخی روشها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آنچه گفته میشود باشد.
روشهای جهتیابی در روز
جهتیابی با سمت خورشید
1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع میکند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب میکند.
این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب میکند، ولی در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالیتر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبیتر از شرق و غرب میباشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. در واقع از آنجا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.
تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب میکند، استواست.
2- در نیمکرهی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایهی اجسام رو به شمال میافتد.
ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان میرسد. در این زمان، سایهی شاخص به حداقل خود در روز میرسد، و پس از آن دوباره افزایش مییابد؛ همان زمان اذان ظهر.
برای دانستن زمان ظهر شرعی میتوانید به روزنامهها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.
3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم میتواند روشی برای یافتن جهتهای جغرافیایی باشد.
جهتیابی با سایهی چوب(شاخص)
شاخص، چوب یا میلهای نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.
روش اول: نوک(انتهای) سایهی شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامتگذاری میکنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر میکنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابهجا شود. حال محل جدید سایهی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامتگذاری مینماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص میکند. نقطهی علامتگذاری اول سمت غرب، و نقطهی دوم سمت شرق را نشان میدهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپمان را روی نقطهی اول و پای راستمان را روی نقطهی دوم بگذاریم، روبرویمان شمال را نشان میدهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.
از آنجا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایهی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیمکره شمالی سایهها ساعتگرد میچرخند.
هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته میشود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمیشود.
در شبهای مهتابی هم از این روش میتوان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید.
روش دوم(دقیقتر): محل سایهی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری میکنیم. دایره یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامتگذاری شده میکشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق میرود کوتاهتر میشود، در ظهر به کوتاهترین اندازهاش میرسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر میگردد. هر گاه بعد از ظهر سایهی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایهی شاخص هماندازهی پیش از ظهرش شد) آنجا را به عنوان نقطهی دوم علامتگذاری میکنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطهی پیشین سمت غرب را نشان میدهد.
در واقع هر دو نقطه سایهی همفاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص میکنند.
با اینکه روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیقتر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.
برای کشیدن کمان مثلاً طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را میکشید دقیقاً به محل علامتگذاری شده برسد. نیمدایرهای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.
وقتی سایهی شاخص به حداقل اندازهی خود میرسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان میدهد (بالای ۲۳٫۵ درجه).
جهتیابی با ساعت عقربهدار
ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربهای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه میداریم که عقربهی ساعتشمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِزاویهای که عقربهی ساعتشمار با عدد ۱۲ ساعت میسازد (زاویهی کوچکتر، نه بزرگتر)، جهت جنوب را نشان میدهد. یعنی مثلاً اگر چوبکبریتی را [به طور افقی] در نیمهی راه میان عقربهی ساعتشمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفتهاست.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 26 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
جهان
برای کسی که دو هزار سال پیش، از سطح زمین به خورشید، ماه و آنچه که در آسمان وجود دارد. نگریسته، آسمان همانطور به نظر رسیده که امروز هست، اما زمین به همان صورت نمانده است. ناظری که از فضا به زمین نگاه می کرد علایم کمی از حیات را مشاهده می نمود، تنها یک تلسکوپ قوی می توانست شهرها و اماکن مسکونی پراکنده و متفرق را نمایان سازد. لذا نیم کره شب تاریک و مرده به نظر می رسیده است. اما اکنون اگر کسی بر روی ماه قرار گیرد و تنها از دوربین چشمی استفاده نماید، قادر خواهد بود تا شهرهای بزرگ کرة زمین را تشخیص دهد.
هنگامی که شب فرا می رسد نور در تاریکی شب می درخشد. ماهواره ها به دور کره زمین می چرخند و سفینه ها در اعماق فضا پرواز می کنند. امروزه اگر چه به نظر می رسد که آسمان تغییر نکرده باشد، لیکن نگارش ما به آسمان تغییر کرده است. اختراع تلسکوپ باعث شده تا ستارگان و سیارات نقلیه فضایی، عصر جدیدی از اکتشافات را برای ما باز کرده اند. با بازگشت سی سال از آغاز عصر فضا نسبت به گذشته چیزهای بیشتری درباره منظومه شمسی آموخته ایم.
منظومه شمسی
ما (سیاره زمین)، بر روی سطحی زندگی می کنیم که در حال گردش است. هشت سیاره دیگر که چهار تای آنها بزرگتر و چهار کره دیگر کوچکتر از ما هستند، با ما می چرخند. همگی به علت وجود یک نیروی جاذبه، بر روی مدار خود به دور خورشید (ستاره ما) حرکت می نمایند.
در حدود 4600 میلیون سال از فعالیت منظومه شمسی می گذرد و عمر جهان هستی احتمالاً چهار برابر این زمان است. کهکشانی که راه شیری نامیده می شود(یعنی جائی که خورشید ما قرار دارد) عمرش در ازای عمر جهان هستی است. ستارگان داخل آن به دلیل پیر شدن می میرند و ستارگان جدید متولد می شوند. خورشید در مقایسه با برخی ستارگان جوانتر است. ستارگان همگی در درون ابر بزرگی از گاز و گوگرد و غبار تشکیل یافته اند. خورشید نیز به اندازه ای بزرگ و داغ است که شروع به درخشش نموده است. سیاراتی که بسیار کوچکتر از خورشید هستند آن قدر داغ نشده اند که درخشش نمایند. نور آنان نیز ناشی از انعکاس نور خورشید می باشد.
نه سیاره اصلی منظومه شمسی که به ترتیب از خورشید دور می شوند، در تصویر نشان داده شده است چهار سیاره نزدیک خورشید (عطارد، زهره، زمین و مریخ)، سیارات کوچکی هستند که سطح آنها پوشیده از صخره و سنگ است و به عنوان سیارات خاکی شناخته شده اند. به چهار سیاره بزرگ (یعنی مشتری، زحل، اورانوس و نپتون) می رسیم که از گازهای مایع و یخ زده تشکیل شده اند. به جز نپتون که قمر آن را به سختی می توان دید سه سیاره دیگر دارای اقمار زیادی هستند و همینطور اجسام کوچک بی شماری در اطراف آنان در حال گردش می باشند. پلوتوی کوچک فقط یک قمر دارد. اندازه سیارات به مقیاس صحیح ترسیم شده است اما بسیار نزدیک به هم قرار
گرفته اند.
بعضی از ستاره شناسان بر این باورند که جهان در حدود 000/12 پیش آغاز شده است. تمام مواردی که اکنون اشیای در حال حیات، یعنی سیارات و ستارگان را تشکیل می دهد بر اثر انفجار بزرگی پدید آمده اند و سپس به صورت کهکشانها متراکم گشته اند.
هر سیاره هم زمان با چرخشی به دور خورشید به دور محور خود نیز می چرخند. اورانوس و پولوتو (که در نگاره نشان داده نشده اند) به روی پهلوی خود می چرخند. اندازه سیارات به مقیاس واقعی ترسیم نشده است.
خورشید
منبع انرژی خورشید در نزدیکی مرکز آن نهفته است و اگر ما می توانستیم درون خورشید را ببینیم ممکن بود که خورشید این گونه به نظر برسد 9/0 جرم خورشید از هیدروژن تشکیل یافته که یک عنصر بسیار فراوان در جهان می باشد. در داخل هسته داغ خورشید هیدروژن تبدیل به هلیم می شود. انرژی ناشی از این واکنش لایه های بالایی ستاره را گرم می کند و این انرژی از سطح متلاطم خورشید به داخل فضا فوران می نماید.
سطح خورشید در اثر حرارتی برابر 000/6 درجه سانتیگراد در حال غلیان و تلاطم است. یعنی درجه حرارتی که از هر کوره ای نیز داغتر است. مقادیری از هیدروژن سوزان که به نام پرامیننس (گازهای متصاعد از خورشید) شناخته شده اند با سرعتی معادل صدها کیلومتر در ثانیه به فضا پرتاب می شوند.
خسوف و کسوف
تمام سیارات و قمرها هنگامی که در برابر نور خورشید واقع می شوند در پشت آنها سایه ای تشکیل می شود که این سایه به فضا می افتد. در اطراف این سایه تاریک (گرفت کلی)، روشنتر وجود دارد که گرفت جزیی نامیده
می شود. گرفت جزئی جایی است که نور خورشید در آنجا به طور جزیی تاریک شده است. هنگامی که ماه دقیقاً بین زمین و خورشید واقع می شود و سایه اش بر سطح زمین می افتد یک خورشید گرفتگی (کسوف) اتفاق می افتد. برای آنکه یک خورشید گرفتگی کامل دیده شود ناظر باید در منطقه گرفت کلی قرار گیرد.
در خورشید گرفتگی (کسوف) کامل، روشنی خیره کننده رخشانده توسط ماه مخفی شده و تاج خورشید قابل رویت خواهد بود. یک خورشید گرفتگی کامل هیچگاه بیش از 5/7 دقیقه طول نخواهد کشید.
گازهای متصاعد از خورشید به سمت بالا فوران می کنند. این زبانه ای از هیدروژن است که 000/50 درجه سانتی گراد و یا بیشتر حرارت دارد، که می تواند زمین بلعیده و نابود کند فورانی که در این تصویر نشان داده شده فقط به مدت شش دقیقه طول کشیده است.
فهرست مطالب
عنوان······························ صفحه
منظومه شمسی································
خورشید····································
عطارد سیاره سوزان ························
زهره، سیاره ای پوشیده از ابر··············
زمین······································
ماه·······································
مریخ پوشیده از گرد و غبار·················
مشتری······································
زحل ······································
سیارات بیرونی·····························
سنگهای فضایی······························
فضای خارجی································
ستارگان و سحابیها·························
کهکشان مارپیچ·····························
کشف فضا···································
موشک ها···································
ماهواره ها································
مسابقه به سوی ماه ········
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
اکوسیستم جنگل های دریایی
«جنگل های مانگرو» در جهان
چکیده
جنگ های دریایی جنگل هایی هستند که در سواحل مناطق استوایی و نیمه استوایی قرار دارند و اکوسیستمی جذاب را پدید می آورند. این جنگلها در جهان به نام عمومی «مانگرو» و به نام علمی «اوسینا مارینا»شناخته می شود و در ایران به «جنگلهای حرا» معروف است. مانگرو به اکوسیستمی اطلاق می شود که از زمین های مرطوب حد واسط مناطق جزر و مدی دریا همراه با مجموعه هایی از گیاهان بی نظیر و جانوران خاص که در مناطق ساحلی و کنار تالابی اکوسیستم تکثیر پیدا می کنند تشکیل شده است. از آنجا که جنگل حرا در جزیره قشم و سواحل جنوبی استان هرمزگان از وسیع ترین نمونه های آن در دنیاست از اهمیت خاصی برای ایرانیان و دانشمندان سایر ملتها برخوردار است.
در این مقاله در قسمت اول به معرفی اکوسیستم جنگل های دریازی و ویژگی های جنگلهای مانگرو در جهان و در قسمت دوم به معرفی خصوصیات جنگلهای حرا، نواحی پراکنش آنها و چگونگی رشد و تکثیر و سازگاری با شوری آب دریا و موارد استفاده و اهمیت و اثرات زیست محیطی این جنگلها پرداخته شده است.
واژه های کلیدی: اکوسیستم، جنگل های دریایی حاره، مانگرو، اوسینا مارینا، خور، تالاب.
مقدمه
جنگل های دریایی چهره ای از سیمای طبیعی استوایی و نزدیک استوا هستند که از چند دهه گذشته مورد توجه مجامع زیست محیطی جهان قرار گرفته اند.
جنگل های دریایی که جنگلهای مانگرو ( Mangrove ) نامیده می شوند، اکوسیستم کاملا ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی و جانوری آنها در ارتباط با شرایط خاص شکل می گیرد. این اکوسیستم در زمره غنی ترین و حاصلخیزترین اکوسیستم های دنیا به حساب می آید، چرا که از اکسیژن مناسب که از رودخانه ها به آن وارد می شود و از مواد معدنی غنی که در دریاها به وفور یافت می شود برخوردارند. اما مسئله اصلی شوری بالای آب و خاک در این مناطق است که این اکوسیستم به طور اعجاب انگیزی با آن تطابق یافته است.
در سال های اخیر، با تخریب جهانی «جنگلهای استوایی» توجه فزاینده ای به «اکوسیستم درخت زارهای دریایی» که در معرض تهدید یا نابودی هستند صورت پذیرفت. بطوری که این اکوسیستم را بسیاری از متخصصین به عنوان زیست گاهی برای شمار مختلفی از گونه دهای آبزی و حیوانات وابسته به آن دانسته اند. بسیاری از این گونه ها ارزش تجاری دارند. همچنین این اکوسیستم را عامل تعیین کننده ای در پایداری سواحل در مقابل فرسایش امواج سهمگین دریایی می دانند و نقش بارز آن را در تامین چوب و علوفه انکار نمی کنند و نیز وجود آن را در سیستم کاهش انیدریک کربنیک کره زمین بی تاثیر نمی دانند.
مانگرو به اکوسیستمی اطلاق می شود که از زمین های مرطوب حدواسط مناطق جزر و مدی دریا همراه به مجموعه هایی از گیاهان بی نظیر و جانوران خاص که در مناطق ساحلی و کنار تالابی اکوسیستم تکثیر پیدا می کنند تشکیل شده است.
مجموعۀ درخت زارهای دریایی را در نوار باریکی از پناهگاههای ساحلی، بین کمترین و بیشترین حد از سطح آب دریا که با تغییرات جزر و مد سواحل مناطق گرم و حاره ای در میان «خورها» و « تالاب های ساحلی» و زوایای مناسب در مصب رودخانه ها رویش دارند می توان دید. این جنگل های «غرق آبی» با موقعیت ویژه خود به جنگل های جزر و مدی یا جنگل های باتلاقی نیز موسوم هستند که نام عمومی دیگر آن « جنگلهای مانگرو» است.
در گذشته محیط های جنگلی مانگرو به عنوان سرزمین های خشن و بی فایده در نظر می آمد و به شیوه های مختلف تخریب می شد به طوری که گسترۀ جهان به میزان 80 درصد از جنگل های دریازی به دلیل راه سازی، دفن غیر بهداشتی ضایعات یا استفاده بیش از حد از سرشاخه های درختان و قطع یکپارچه آن برای استخراج هیزم و تهیه ذغال و ایجاد سیستم های کشت آبی تخریب شد و رو به نابودی نهاد.
به کمک استقرار یک سیستم مدیریت زیست محیطی موثر می توان شرایط متنوع طبیعی این اکوسیستم جذاب را با ملحوظ داشتن شرایط حفاظتی به استنادارزش های ژنتیکی بسیارش سامان داده و از آن حفاظت نمود. برای اطمینان از چگونگی حفاظت، شناخت ارزش های این سیستم در مقیاس جهانی و محلی امری مهم است. این شناخت برای طیف وسیعی از مناطق ساحلی که از ذخایر طبیعی ویژه ای برخوردارند صادق است. به هر حال در این نگرش می بایست علایق مردم محلی به حساب آید تا با برنامه ریزی کاشت گونه های جنگلی و سیستم مناسب بهره برداری در هم آمیخته شود. به علاوه، ترویج بیشتر پژوهش های پایه در ارتباط با این اکوسیستم ضروری است زیرا مسئولیت حفظ میراث های طبیعی بر دوش نسل کونی است تا سهمی برای نسل آینده باقی بماند.
ویژگی های جنگل های مانگرو
وجه تسمیه: مانگرو واژه ای از هند غربی و مشتق شده از لغت پرتغالی Mango به معنای انبه و لغت انگلیسی Rove به معنای بیشه است که به درختان و درختچه هایی اطلاق می شود که در سواحل دریاها و اقیانوسها قرار دارند و در آبهای مناطق استوایی و نیمه استوایی اجتماعاتی را شامل می شوند که پراکندگی آنها محدود به مناطق جزر و مدی می شود.
ویژگی های گیاهی:
مانگروها از هالوفیتهای نهاندانه باتلاقی 2 هستند. شامل گیاهانی تک لپه و دولپه اند واز نظر طبقه بندی دارای شباهت یکسان نیستند. مانگروها شامل 8 تیره و 12 جنس و حدودا 80 گونه مختلف اند و پراکندگی آنها محدود به جنوب شرقی اسیاست (حدود 65 گونه).
عوامل موثر در پراکنش مانگروها
عواملی از قبیل شرایط آب و هوایی و جزر و مد و بافت و ساختمان خاک و شوری آب فاکتورهایی هستند که رویشگاه و پراکنش مانگروها را محدود و مشخص می سازند.
1- درجه حرارت: این گیاهان محدود به نواحی گرم که میانگین درجه حرارت هوا از 19 درجه سانتیگراد بیسشتر است هستند. مناطقی که میانگین حرارت ماهانه آنها کمتر از 19 درجه سانتیگراد باشد در خارج از محدوده اکولوژیکی قرار می گیرند. این گیاهان تحمل نوسانات زیاد حرارت تا (10 درجه) را حتی در رویشگاههای طبیعی خود ندارندو در این شرایط رشد و توسعه آنها رضایت بخش نیست. به طور کلی در مکانی که مانگرو می روید آب همیشه گرم است.
2- موجهای شدید کرانه و فعالیتهای جزر و مدی: چون مانگرو به مکانهای آرام مثل خورها و دلتاها نیاز دارد، موجهای شدید باعث محدود شدن توسعه مانگروها می شوند. امواج شدید نهالها را از بین می برند و رسوبات نرم را فرسوده می کنند. به علت فرآیندهایی که در خاک و بستر رویشگاه رخ می دهد بهترین پراکنش مانگروها را مربوط به مناطقی با بالاترین مد و پایین ترین جزر دانسته اند.
3- رسوبات دانه ریز: نهالهای این گیاهان در خاکهایی که دارای بافت نرم شامل سیلت، رس و مواد آلی باشد به خوبی رشد می کند و خاکهای آتشفشانی محل رویش مانگرو را حاصلخیز می سازد ( اگرچه رسوبات کوارتزی و گرانیتی خاکهای فقیری هستند) به هرحال اجتماع گیاهان مانگرو سبب تشکیل خاکهایی با عناصر بسیار ظریف و ریز با بافت سنگین می شود که با مواد الی و ترکیبات بسیار غنی سولفوره همراه است. منشا ترکیبات سولفوره را می توان نتایج فرایندهای زیر دانست.
الف) احیای کربنات کلسیم آب در یا در مجاورت ماده آلی
ب) تحت تاثیر تثبیت انتخابی این سولفات در ریشه گیاهان و احیای آن در بافت گیاه در اثر متابولیسم درختان
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
جنگل
مقدمه
جنگل ، هدیه خدایی و نخستین دوست بشر به شمار میرود. هیچیک از پدیدههای طبیعت به اندازه جنگل در زندگی آدمیان نقش اساسی و سازنده ندارند. انسان آغازین تنها در پناه جنگل توانست به حیات و تولید نسل خود ادامه دهد، او نیازمندیهای روزانه خود را از جنگل بدست میآورد. بدین سان احترام به درختان و احساس دوستی نسبت به آنها پدیدهای است که منشا بسیار دیرین در پندار انسانها دارد و افسانههای کهن اقوام و ملل مختلف جهان ، سرشار از اساطیر گیاهی است.
جنگل در سرزمین کهن ایران
در ادبیات سرزمین ما ، سرو کاشمر شهرت بسیار دارد و مردم معتقد بودند که زرتشت پیامبر آن را با دست خود کاشته است. در بسیاری از متون کهن راجع به این سرو مطالب فراوان نگاشته شده، از جمله در تاریخ بیهقی و معجمالبلدان از علاقه ایرانیان به سرو کهن کاشمر سخنان بسیاری به میان آمده است. ابوریحان بیرونی هر یک از برج های شمسی را منتسب به درختان معینی دانسته، مثل حمل (فروردین) ، هرکشتی که آب نیاید و آنکه تخم ندارد، ثور (اردیبهشت) ، درختان بلند و میوههای شیرین.
جنگل چیست؟
جنگل به مجموعه درختانی اطلاق میشود که قطعهای از زمین را اشغال کرده باشد و دانشمندان علم جنگلبانی صفات و خصوصیات بارزی برای جنگل قائل هستند تا بتوان آنها را از سایر نباتات موجود و مورد استفاده بشر در روی زمین تمیز داد. سه بعد عمده صفات مشخصه جنگل عبارتند از:
زیست شناسی: از نظر زیست شناسی باید گفت که جنگل به مانند یک اجتماع نباتی است که در تحت عوامل محیط متعادل یا کم و پیش ثابتی قرار دارد.
اقتصادی: چوب که از محصولات اصلی جنگل است، وقتی درخت قطع شود، برخلاف املاک زراعی ، بهره و سرمایه یکدفعه بدست میآید. برای اینکه مقدار چوبی را که صد ساله در جنگل تولید میشود بتوان به حال ثابت نگهداشت، بیآنکه در آن کاهشی روی دهد، نظم اقتصادی باید به مرحله اجرا درآید و فقط در جنگلهایی که طبق اصول منظمی بهره برداری میشود، میتوان از سرمایه ، بهره سالیانه بدست آورد.
قضایی: چون جنگل خود بخود تشکیل یافته و بدون دخالت بشر تولید مثل کرده و به زندگی خود ادامه میدهد، مالکیت خصوصی در آن مصداق پیدا نمیکند و جزء ثروت عمومی هر کشوری به شمار میرود.
تلاش زاییده نیاز است.
احتیاج عمده درخت به نور است و آب و خوراک ، شاخههای زیرین درخت که مانند شاخههای فوقانی آن در معرض تابش آفتاب نیستند، تلاش بیشتری کرده و از شاخههای بالاتر تجاوز میکنند و خود را به آفتاب میرسانند، به همین دلیل شاخههای پایینتر روشنتر بوده و تاج درختان شکل مخروطی یا کروی به خود میگیرند. حال دو عدد بذر درخت را در نظر بگیرید که مجاور هم در یک موقع به زمین افتاده و شروع به روئیدن کنند، اگر این دو بذر هر دو از یک درخت بوده و نیروی آنها یکسان باشد، روئیدن آنها بهم برخورد میکند و بر یکدیگر سایه میاندازد و ناچار هر یک خود را به سمتی که نور کافی دریافت کنند، متوجه میسازد.
تاثیرات جنگل
اثر جنگل در آب و هوا
جنگل هوا را معتدل میکند، بر بارندگی میافزاید، از آسیب بادهای سخت میکاهد، هوای پیرامون خود را پاک و آن را برای تنفس مناسب میکند. جنگل از گرمای پیرامون خود میکاهد، زیرا اولا درخت برای تبخیر آب خود نیاز به حرارت دارد که آن را از هوای پیرامون خود میگیرد، دوم اینکه برگها و شاخههای درختان ، خاک جنگل را در برابر تابش مستقیم خورشید پناه میدهد و آن را سردتر نگه میدارد.
اثر جنگل در بارندگی
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 55 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
جمعیت چین
چین پرجمعیت ترین کشور جهان است.تاپایان سال 2002،جمعیت این کشور به 1 میلیارد و 284 میلیون و530 هزار نفر رسید(جمعیت مناطق اداری ویژه هنگ کنگ و ماکائو و استان تایوان حساب نشد) که یک پنجم جمعیت جهان است.پوشش جمعیت چین متوازن نیست.مناطق شرقی جمعیت بیشتری از مناطق غربی این کشور دارند.تراکم جمعیت مناطق ساحلی در شرق این کشور بیش از 400 نفر در هر کیلومتر مربع است و این رقم در مناطق مرکزی و فلات های غربی چین 200 نفر و 10 نفر در هر کیلومتر مربع است.میانگین عمر چینی ها 40/71 سال است(مردان 63/69 سال و زنان 33/73 سال) که 5 سال کمتر از میانگین جهانی و 7 سال بیشتر از میانگین کشورهای در حال توسعه و 5 سال کمتر از میانگین کشورهای پیشرفته است.
سال 2002 سرعت رشد جمعیت چین همچنان کاهش یافت.تا پایان همین سال جمعیت این کشور به 1 میلیارد و 284 میلیون و 530 هزار نفر رسید که از این میان جمعیت شهرنشین 502 میلیون و0 12 هزار نفر است و 1/39 در صد جمعیت کل را تشکیل می دهد.جمعیت روستانشین 582 میلیون و 410 هزار نفر است که 9/60 در صد مجموع جمعیت چین را تشکیل می دهند.جمعیت مردان 661 میلیون و 150 هزار نفر و زنان 623 میلیون و 380 هزار نفر هستند.جمعیت کمتر از 14 ساله 4/22 در صد،15 تا 64 ساله 3/70 در صد و بیش از 65 ساله 3/7 در صد جمعیت چین را تشکیل می دهند.در همین سال 16 میلیون و 470 هزار نفر بر جمعیت چین افزوده و 8 میلیون و 210 هزار نفر از جمعیت آن کاسته شد.
آیاچین میتواند اقتصاد اول دنیا شود؟
همواره میشنویم که چین را برنده بحران اقتصادی میدانند وتحلیلگران و کارشناسان اقتصادی از این مساله صحبت میکنند که این کشور توانسته استبحران اقتصادی دنیا را بدون تحمل آسیبی جدی پشت سر بگذارد.
برخی تحلیلگران دلیل این اثرپذیری اندک چین را تجربه رکود قبلیآسیا میدانند. آنها بر این باورند که این کشور تجربه رکود ۱۰ ساله قاره آسیا دردهه ۱۹۹۰ میلادی را داشته است و با ابزارها و سیاستهایی که براثر تجربه آن رکود دراختیار داشت توانست کمترین آسیب را در جریان رکود کنونی متحمل شود.
الن استیون یکی از تحلیلگران بخش آسیا در صندوق بینالمللی پولمیگوید: چین تجربه رکود ۱۰ ساله آسیا را دارد و این کمک بزرگی به سردمداراناقتصادی این کشور بود؛ ولی واقعیت این است که رکود کنونی شدیدترین رکود بعد از رکودبزرگ دهه ۱۹۳۰ میلادی است و قدرت تخریب آن بسیار بزرگتر از رکود آسیاست. بنابرایننمیتوان این نظریه را پذیرفت که اقتصاد چین از این بحران رهیده است.
بخصوص که این کشور اقتصادی صادرات محور دارد و رکود باعث از بینرفتن سهم بزرگی از درآمد صادراتی این کشور شده است. بدون شک اقتصاد این کشور نیزهمچون دیگر کشورها آسیبدیده است و تنها دلیلی که برای نمایان نشدن این آسیبهامیتوان ذکر کرد، تزریقهای بزرگ دولت به اقتصاد و استفاده از ابزارهای مختلف برایسرپوش گذاشتن بر ضعفهای ناشی از بحران است اما این تنها یک روی سکه است و در رویدیگر سکه تحلیلگران و اقتصاددانانی وجود دارند که با توجه به شواهد و مدارک خودتاکید میکنند اقتصاد چین در جریان بحران آسیب دیده است.
آنها بر این باورند آمارهای اقتصادی دولت چین یا مربوط بهتزریقهای میلیاردی و کمکهای بلاعوض دولت به سازمانهای مختلف است یا آمارهایی استکه بر اثر ادامه روند رشد قبلی به دست آمده است و از ابتدای سال ۲۰۱۰ میلادی کهتاثیر ضعفهای ناشی از رکود در اقتصاد این کشور نمایان شود، آمارها نیز روند نزولیبه خود میگیرند.
از طرف دیگر بانک جهانی در گزارش اخیر خود اعلام کرد بزرگیاقتصاد چین بیشتر از واقع نشان داده شده است. این مرکز در گزارش خود تاکید کرداقتصاد این کشور بسیار کوچکتر و آسیبپذیرتر از آن چیزی است که در آمارها نمایشداده میشود. این در حالی است که در گزارشهای قبلی این مرکز جهانی، همواره بربزرگی اقتصاد چین و رشد بالای آن تاکید شده بود و حتی برخی کشورهای جهان را به نشاندادن عکسالعمل در برابر این آمارها واداشته بود.
برخی معتقدند تسلط کشورهای بزرگ غربی از جمله آمریکا سبب شدهاست تا گزارشهای این مرکز نیز فارغ از مباحث علمی دارای جهتگیری سیاسی باشد؛ اماواقعیت این است که اقتصاد چین با وجود بزرگی ظاهری؛ پتانسیلهای زیادی برای توسعهندارد و نمیتوان انتظار داشت به یک قدرت هادی اقتصاد دنیا تبدیل شود. نیوزویک درگزارش اخیر خود چند سناریو در مورد اقتصاد چین ارائه کرده است.
البته برخی از این سناریوها به بررسی تاثیر ساختار سیاسی اینکشور روی اوضاع اقتصادی آن پرداخته است، ولی برخی دیگر از این سناریوها صرفا بهبررسی مسائل اقتصادی این کشور و تحولات آن طی سالهای قبل پرداخته است و به همیندلیل مطالعه آن میتواند جالب باشد.
مطالعه وضعیت اقتصادی چین در سالهای گذشته نشان میدهد کهکاپیتالیسم یا سرمایهداری در این کشور با سرعت زیادی رشد کرده است. در سال ۱۹۹۰میلادی ۲۰ میلیون واحد کارآفرینی خصوصی در کشور چین وجود داشته است، در حالیکه سال۲۰۰۸میلادی شمار این واحدها به بیشتر از ۴۰ میلیون واحد افزایش یافته است. اما باتوجه به بحران اقتصادی دنیا و مشکلاتی که چین با آن مواجه شد انتظار میرود شماراین واحدها تا پایان سال ۲۰۰۹ میلادی به کمتر از ۳۸ میلیون واحد برسد.
صاحبنظران چینی عامل رشد اقتصادی چین در ۱۰ سال آینده را رشدسرمایههای ثابت در این کشور، رشد نرخ پسانداز و افزایش سرمایهگذاری خارجیمیداننددر این میان واحدهای تولیدی دولتی توانستند منابع مالی بیشتری برای توسعهفعالیت اقتصادی خود در اختیار داشته باشند. آنها این منابعمالی را با نرخ بهرهاندک دریافت کردند و همین مساله سبب شد تا اقتصاد چین حرکتی در خلاف جهت خصوصیسازیآغاز کند؛ حرکتی که در سال جاری در آمریکا هم آغاز شد و میتواند تمامی اصولاقتصادی را تغییر دهد.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 56 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
جغرافیای شهری چیست؟
تاکنون درباره جغرافیای شهری تعاریف گوناگونی ارائه شده است.آنچه در زیر می آید تعاریف مورد پذیرش اغلب جغرافیدانان در دنیای علم است:
1)جغرافیای شهری بر نظام فضائی و موقع شهر تأکید دارد و مانند دیگر شاخه های علم جغرافیا ، علل پراکندگی مکانهای شهری ، تشابهات و تناقضات اجتماعی - اقتصادی میان آنها را با توجه به شرایط مکانی مطالعه می کند.
با توجه به تعریف مذکور،تحلیل و تأکید در جغرافیای شهری ،بر پایه این موارد صورت می گیرد:
الف)نظام داخلی شهرها و ماهیت الگوها ،بویژه کاربری زمین ها و حوزه های اجتماعی در شهرها؛
ب)بررسی روند این الگوها و شکل گیری آنها در طول زمان.
2)جغرافیای شهری درباره الگوهای فضائی پدیده های شهری از نظر پراکندگی فضائی و نیز تأثیر متقابل فضائی آنها مطالعه کرده ، همچنین روندها را در داخل شهرها بررسی میکند.این تعریف از جغرافیای شهری بیشتر"پوزیتیویستی"است و روشهای آماری و مدلها را به کار می گیرد.
3)جغرافیای شهری مطالعه جغرافیائی از نظر شهرنشینی و حوزه های شهری است.در واقع در جغرافیای شهری در یکطرف جغرافیای نظام یافته (سیستماتیک) و در طرف دیگر جغرافیای ناحیه ای قرار می گیرد.پایگاه جغرافیای شهری بین این دو شاخه اصلی علم جغرافیا است.
جنبه های فضائی توسعه شهری از دو دیدگاه بررسی میشود:
الف)درون شهری:در این قسمت شهر به منزلۀ یک پدیدۀ مجزّا و منفک در سیستم سکونتگاهی مطالعه می شود که مباحثی مثل:کیفیت کاربری زمین،مورفولوژی شهری و کارکرد شهر از آن جمله است.
ب)تأثیر متقابل فضائی یک حوزه شهری در حوزه دیگر شهری-روستائی:در اینجا تأثیرات مادرشهرهای جهانی در مادرشهرهای ملّی،ناحیه ای و تأثیرات شهر مسلّط بر دیگر شهرها و نواحی کشور و وابستگی فضائی (شهر،ناحیه) بررسی می شود.
در چهل سال گذشته،جغرافیای شهری ،مانند دیگر شاخه های علم جغرافیا در آغاز از مکتب پوزیتیویسم منطقی تأثیر پذیرفت و سیستمهای شهری و ساخت شهر و نظریه های مکانی را مورد تأکید قرار داد؛امّا در سالهای اخیر بویژه در دهۀ 1980 ،دو مکتب بیش از همه،جغرافیای شهری را تحت تأثیر قرار داده است:
*روند ممکن است مداومت و توالی منظم یک رویداد محسوب شود.در واقع مفهوم روند در جغرافیا، توالی عملکردها در طول زمان است که شامل تغییر در مکان و زمان خواهد بود.
1)مکتب ساخت گرائی:مکتب جغرافیای ساختاری، بیشتر بر شناخت عمیق نابرابری های اجتماعی-اقتصادی در شهرها تأکید می کند که در نتیجۀ آن،تخصیص فضائی منابع محدود در شهرها بوجود آمده است.به تعبیر عده ای از جغرافیدانان ، مکتب ساخت گرائی به سمت عدالت اجتماعی در شهرها پیش می رود.
2)مکتب رفتارگرائی:مکتب جغرافیای رفتاری،به تحلیل سازمان فضائی شهرها و رفتار فضائی در داخل این الگوی سازمانی توجه می کند. مفهوم پراکندگی فضائی در جغرافیای شهری،شکل گیری پدیده های شهری،در سطوح خطی،شبکه ای،سطحی و نظایر آن است که در آن تأثیر متقابل فضائی آمد و شد روزانه از محل کار به مرکز خرید،جابجائی محلّه مسکونی،مسکن در داخل شهرها و موضوعاتی از این قبیل بررسی می شود.(شکوئی،دیدگاهها،5-7)
تعریف شهر از دیدگاه جغرافیای شهری و علل وجودی شهرها:
برای جغرافیدانان ،شهر فضائی پویا،فضای رفت و آمد و حرکت انسانهاست و این فضا بایستی خود را با تکنیک دوران معاصر و وسائل نقلیه سازگار کند.
مورفولوژی بافت شهر بیانگر نقشه و طرح شهراست.این طرح بر حسب رشد منطقه شهری تابع تداوم و تسلسل و در عین حال تسلسلهاست.امّا شخصیّت شهر از قلب و بخش مرکزی مجتمع اولیه شهری نشأت می گیرد.بخشی که جغرافیدانان به آن هستۀ شهری می گویند و شکل یابی بناهای تاریخی آن سرآغاز تشکیل و معرف تاریخ شهر است.
در زبان فارسی کلمه شهر از لغت شار یا شارستان گرفته شده است و شهرستان همان شارستان است و آن عبارتست از بخشی از محل سکونت و تراکم انسانها که از هر جهت دارای اهمیّت بوده و در حقیقت هسته اصلی شهر را تشکیل می دهد.در این نقطه از شهر مراکز حساس سیاسی و اقتصادی از قبیل مراکز تصمیم گیری،اداری و نظامی شهر،بازار و در اطراف آن محلّات مسکونی قدیمی قرار دارند و معمولاً همراه با حصاری بلند و برج باروئی عظیم می باشد.
ساختمانهای عادی شهر و محلّات مسکونی جدیدتر،اغلب به شکل دایره وار نسبت به این مرکز گسترده شده اند و این همان ترکیبی است که در اغلب شهرهای فلات مرکزی ایران و ماورای مرزهای آن می توان مشاهده نمود.
در فرهنگ عرب به این مورد مُدن یا مدینه و در رم قدیم اورب گفته می شود.شهر در کل،نمونۀ جامعه است.اساساً یک کانون تجاری است.کانون تولید کارخانه ایست.همچنین کانون علم و فرهنگ است که دوشادوش تجارت و صنعت پیش می رود. در شهر افکار پیشرفت کرده و به سرعت متحوّل می شوند.
بدون شک هر متخصّص در امور شهری از شهر تعریفی دارد و بر حسب اینکه هدف اصلی و مورد استفاده از این تعریف چه باشد،باید تعریف مخصوصی را ملاک قرار داد.بهرحال از دیدگاه ما باید تعاریف و ضوابط شهر ارتباطی با فاکتورهای جغرافیائی داشته باشد که عبارتند از:تعریف آماری شهر "شاخصهای اجتماعی" متخصصان آمار نیاز دارند که شهر را تعریف نمایند و باید بدانند که نسبت و رابطه بین جمعیت متغیر روستانشین و شهرنشین در یک منطقه معین چیست؟بنابراین باید فرق عددی بین روستا و شهر را معین نمایید.
در حال حاضر در ایران برای تمایز شهر از روستا از نظر کمی (جمعیتی) رقم 10000 نفر را سقف تعیین قرار داده اند؛ولی این عدد بین المللی نیست و هر کشوری بنا به ضوابط ، سقف آماری مختلفی را در نظر می گیرند.
به عنوان مثال : در بلژیک و آمریکا عدد 2500 نفر ، در هلند 5000 نفر ، در ایرلند 1500 نفر ، در ترکیه ، آلمان و جمهوری چک 2000 نفر در کانادا یک مرکز سکونتی 1000 نفر و در ژاپن این معیار حدود 30000 نفر می باشد.علی رغم وجود معیارهای متعدد و مختلفی که برای تمایز شهر از روستا بکار می رود ولی در اغلب نقاط معیار کمی جمعیت وجود دارد.
مفاهیم و تعاریف گوناگون شهر از دیدگاه دانشمندان خارجی:
1)فریدریک ریشتفن:شهر اجتماعی از انسانها در مکان معینی است که مبانی حیات عادی در آن در درجه اول بر صنعت و تجارت استوار باشد.همان طور که مشاهده می شود این دانشمند به تراکم و تمرکز گروه زیادی از انسانها در مکان (شهر) و به خصوص ویژگی های اقتصادی آن ، که بیشتر بر صنعت و تجارت یعنی فعالیتهای بخشهای دوم و سوم اقتصاد (غیر زراعی)است تأکید نموده است.
2)ماکس سور:شهر الگوی کاملی از زندگی اجتماعی است ، اجتماعی که از سینه جوامع روستای قد کشیده است.
در این تعبیر توسعه اجتماعی که زمینه توسعه های فرهنگی و اقتصادی در محیط می باشد ، مورد تأکید قرار گرفته است.
3)ژان براون و پیردوفانتین:شهر جائی است که اکثریت مردم آن بیشتر وقت اداری خود را داخل قلمرو و تجمع و سکونت انسانی خود صرف می کنند.
تعریف و مفاهیم شهر از دیدگاه اساتید جغرافیای دانشگاه های کشور:
الف)مرحوم دکتر حسین شکوئی استاد برجسته دانشگاه تربیت مدرس که از متخصصان سابقه دار و شخصیت برجسته جغرافیای شهری در کشور بود ، تعاریف متعددی از شهر دارند ، از جمله:
1)شهر جائی است که بتواند به سهولت ، شغل و حرفه مورد نظر افراد را فراهم سازد.
2)شهر جائی است که محله های آن بتواند نیاز روزمره خانوارها را تأمین کند.
3)شهر جائی است که همه امکانات فرهنگی و وقت گذرانی را در خود جای دهد.
4)شهر جائی است که به انواع هنرها ارج نهد و گوشه هائی از تأسیسات شهری را به هنر پرورش استعدادهای هنری اختصاص دهد .
5)شهر جائی است که تاریخ و گذشته خود را با صمیمیت حفظ کند و اجازه ندهد که گوشه هائی از آن به عنوان نوسازی بی رحمانه به دست بولدوزرها سپرده شود.
ب) دکتر محمد حسن گنجی استاد ممتاز جغرافیای دانشگاه تهران: شهر و روستا را باید از ویژگی های اقتصادی و نوع معشیت آنها شناخت.روستا تنها فعالیت کشاورزی و جنبه خود مصرفی دارد در حالی که شهر یک نوع تحول اقتصادی و اجتماعی بشر در محیط به شمار می رود که از اقتصاد کشاورزی به دور و مبتنی بر صنعت و تجارت است.
ج) دکتر مصطفی مؤمنی استاد جغرافیای دانشگاه شهید بهشتی:شهر سکونتگاه مجتمعی است با تعداد و تراکم معین و متناسب جمعیت با بافت و ساختار کالبدی یکپارچه و به هم پیوسته ، اعم از : محلات ، کویها و یا مناطق مسکونی و فضاهای فرهنگی ، بازرگانی ، تولیدی ، اداری ، ارتباطی ، کشاورزی به کار اشتغال داشته و بر اثر تمرکز تولید و خدمات فرا محلی ، کانون سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اداری ، مواصلاتی و مراکز مبادلات اقتصادی و تأمین نیازهای حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود نیز باشد.
د) دکتر محمد تقی رهنمائی استاد برجسته جغرافیای دانشگاه تهران:شهر مجموعه تجسم و تبلور فضای ایفای نقشهای اساسی انسانی در محیط جغرافیائی است که به تناسب امکانات، استعدادها ، بضاعت فرهنگی و ذوق و سلیقه های فردی نمود می یابد و شکل و توسعه می پذیرد.
هـ) دکتر یدا...فرید استاد عالیقدر جغرافیای دانشگاه تبریز:آن واحد جغرافیائی را شهر بنامیم که عدد جمعیت آن از 10000 نفر بگذرد و جمعیت غیر زراعی 15 سال به بالای آن از 50 درصد کل جمعیت فعال شهری کمتر نباشد.
(خمر ،62-64)
علل وجودی شهرها:
شهرها خاصیت مشترکی دارند که آن تمرکز زدائی افراد در فضا برای خواسته های مشترکشان است.بنابراین تفاوت خواسته های مشترک افراد در دورانهای گوناگون تاریخ باعث پیدایش نظریه های مختلف درباره دلائل به وجود آمدن شهر شده است.
یکی از خواسته های مشترک مذهب بوده است که باعث ایجاد شهرهای بسیاری شده است.در یونان و روم از اتحاد خانوارها ، اجتماعاتی به وجود آمده اند که در اصطلاح به آن "کوریا" می گفتند. به مرور ایام این اجتماعات وسعت می گرفت و بالاخره چندین کوریا با یکدیگر متحد می شدند و اجتماع بزرگتری را به نام "تریپوس"پدید می آورد.
تریپوسها می توانستند به شرط حفظ و احترام شعائر دینی یکدیگر با هم متحد شوند و اجتماع بزرگتری را تشکیل دهند.آغاز تأسیس شهر از آن روزی است که تریپوسها صورت گرفت.
در این مورد به نمودار شماره (یک) که طراحی گردیده است توجه شود.
نمودار شماره 1:
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
جغرافیای مهاجرت
جهانی شدن و مهاجرت
از دیدگاه اقتصادی، گروهی از کارشناسان و جامعه شناسان معتقدند که مهاجرت در حقیقت پاسخی است که به تأخیر روی داده در فرآیند توسعه کشورها داده می شود، زیرا اگر افراد زندگی مطمئنی در کشور خود داشته باشند، به سرزمین و کشور خود وابسته خواهند ماند و در همان محل زندگی خویش را تشکیل و ادامه خواهند داد. ولی اگر امیدی به اصلاح و بهبود شرایط زندگی خویش نداشته باشند، انگیزه کافی برای مهاجرت با هدف دستیابی به زندگی بهتر را خواهند داشت. هر اندازه دستمزدها و فرصت های شغلی بین کشورها یکسان نباشد، گرایش عمومی به مهاجرت افزایش خواهد یافت. مهاجرت را می توان راه حلی دانست که فرد یا خانواده برای گریز از شرایط نامطلوب زندگی می یابد
تحلیل تاریخی فرایند مهاجرت نشان می دهد که بین مهاجرت و توسعه در زمینه های گوناگون ارتباط وجود دارد. شکاف بین سطح زندگی افراد همواره عامل و انگیزه اصلی در پدید آمدن جریانهای مهاجرت نیست وانگهی همیشه این گروههای آسیب پذیر جامعه نیستند که مهاجرت می کنند. در قرن ۱۹ مهاجرتهایی که بین قاره ها صورت می گرفت در کشورهایی آغاز شد که انقلاب صنعتی در آنها پدید آمد نه در کشورهای فقیر اروپا. در دهه ۶۰ نیز مهاجرت های اروپایی نخست گریبانگیر مناطق توسعه یافته تر نظیر ایتالیا، اسپانیا و یونان شد.
در واقع آغاز فرآیند توسعه(اعم از ورود اقتصاد تجاری یا راهبرد ملی توسعه) توازن بین جمعیت و اقتصاد را بر هم زد و شرایط را برای جابه جایی کارگران فراهم آورد. به این ترتیب پیش بینی و آینده نگری افرادی را که تصور می کردند روزی به رفاه دست می یابند، تغییر داد و هزینه جابه جایی آنها را فراهم آورد. بنابراین بدون آن که سعی کنیم تأثیر سیاستهای مهاجرتی در کشورهای مهاجرپذیر را بر فرآیند مهاجرت کاهش بدهیم، تحلیل اقتصادی که مبتنی بر مشاهده فرآیند مهاجرت است، اهمیت واقعی نیروهای بازار بالاخص شرایط عرضه و تقاضای نیروی کار در کشورهای مبدأ و مقصد را خاطرنشان می سازد. تحولات ساختاری و تعامل بین شرایط عرضه و تقاضای نیروی کار، به خوبی ظهور جریان مهاجرت را توجیه می کند.
سؤالی که مطرح می شود این است که آیا مهارتها قادر به تسهیل شرایط توسعه در کشورهای مبدأ هستند؟ برخی از اقتصاددانان بر این باورند که مهاجرت را می توان فرآیند تخصیص اعتبار و منابع بین کشورهای مبد أ و مقصد دانست که هر یک امکانات مختلفی از قبیل نیروی کار متخصص و غیرمتخصص، سرمایه و منابع طبیعی در اختیار دارند. از این رو منابع کسب درآمد در این کشورها متفاوت از یکدیگر خواهد بود. وانگهی مهاجرت در کشورهایی که با افزایش و انباشت نیروی کار مواجه هستند، باعث افزایش تولید حاشیه ای کسانی می شود که در آن کشور باقی مانده اند. در نتیجه انتقال دستمزد و حقوق مهاجران به افراد باقی مانده در کشور مبدأ، سطح زندگی این خانواده ها را بالا می برد. به عبارت دیگر مهاجرت عدم تعادل و توازن اقتصادی را که خود محصول آن است، کاهش می دهد و توسعه را در سطح بین المللی جابه جا می کند.
البته باید بین نتایج مثبت و کوتاه مدت مهاجرت بر سطح درآمد مهاجران و نتایج و پیامدهای مهاجرت بر جمعیت غیرمهاجر تمایز قایل شد. این مسئله نیز باید به گونه ای مشخص شود که آیا مهاجرت تأثیر قابل ملاحظه ای بر عوامل توسعه بالاخص انباشت سرمایه و رشد فن آوری دارد یا نه؟
به واقع تحلیل های ارائه شده، گواه وجود مکانیسم هایی است که با آغاز مهاجرت توازن را در بخش های مختلف اقتصادی بر هم می زند. به این ترتیب مهاجرت که بیشتر برای بهبود شرایط رفاهی مهاجران به کار می رود (که هدف اولیه مهاجران نیز به شمار می رود) تأثیر محدودی بر عوامل توسعه دارد.
به علاوه، انتقال سرمایه تأثیر دوگانه دارد: در کوتاه مدت، انتقال سرمایه موجب می شود بسیاری از اعضای خانواده مهاجران در کشور مبدأ به زندگی خود ادامه بدهند و در بلندمدت افرادی که تاکنون رغبتی به مهاجرت نداشتند و نیز خانواده های مهاجران قبلی نیز تصمیم به مهاجرت می گیرند. تاریخ مهاجرت ها گواه این مدعی است که هر گونه رابطه مثبت بین مهاجرت و توسعه مستلزم وجود برخی نهادها و بازاریابی(نظیر بازار کار، سرمایه و اعتبار) است که عموماً نیز وجود ندارند و فقدان آنها یکی از دلایل مهاجرت به خارج از کشور می باشد. وانگهی چنین رابطه ای مستلزم برخورداری از سیاستهای توسعه مناسبی است و امکان بهره وری مطلوب از انباشت سرمایه مهاجران را فراهم می آورد.
به این ترتیب مهاجرت بین المللی اروپاییان به کشورهای شمال آمریکا در کنار عواملی نظیر تجارت و جریان یافتن سرمایه ، عامل مهمی در همگرایی دستمزدهای واقعی بین ساکنان و مردم این دو قاره به شمار می رود. مهاجرتهای انجام گرفته از جانب کشورهای جنوب قاره اروپا به سمت کشورهای صنعتی اروپایی پس از جنگ جهانی دوم کاهش اختلاف درآمدها، مشارکت ویژه کشورها به همگرایی اقتصادی، آزادسازی تجاری و جریان یافتن سرمایه به دنبال داشت.
جهانی شدن و مهاجرت
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1502 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 44 |
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا بر حسب ایالت در زیر آمده اند.
آرکانسا
لیتل راک
فیتویل
جونزبورو
آریزونا
فینیکس
توسان
یوما
فلگستف
میزا
گلندیل
شندلر
سکاتزدیل
آلاباما
مانتگمری
برمینگام
موبیل
آلاسکا
ژونو
انکوریج
فیربنکس
نوم
آیداهو
بویزی
آیووا
ایالت آیووا
دیموین
دونپورت
پرشیا
اوهایو
کلمبوس
تولیدو
سینسینتی
کلیولند
دیتون
اوکلاهما
اکلاهوما سیتی
تولسا
اوریگان
سیلم
پورتلند
ایلینوی
اسپرینگ فیلد
شیکاگو
ایندیانا
ایندیاناپولیس
فورت وین
پنسیلوانیا
هریسبورگ
پیتسبورگ
فیلادلفیا
تگزاس
دالاس
سنآنتونیو
فورت وورث
ال پاسو
سن مارکوس
ویکو
کورپوس کریستی
آماریلو
لاباک
لاریدو، تگزاس هیوستن
آرلینگتون
پلانو
ویچیتا فالز، تگزاس
براونزویل، تگزاس
تایلر، تگزاس
تکسارکنا، تگزاس
بومانت، تگزاس
جزیره پادره جنوبی
گلوستون، تگزاس
تنسی
نشویل
ممفیس
ناکسویل
چاتانوگا
جورجیا
آگوستا (جورجیا)
آتلانتا
داکوتای شمالی
بیزمارک
فارگو
داکوتای جنوبی
پییر
سو فالز
دلاویر
ویلمینگتون
دوور
رودآیلند
پراویدنس
فلوریدا
تالاهاسی
جکسون ویل
اورلندو
تمپا
میامی
سن پترزبورگ
کارولینای شمالی
رالی
شارلوت
اشویل
گرینزبورو
کارولینای جنوبی
کلمبیا
چارلستون
کالیفرنیا
آگورا هیلز
ساکرامنتو
لسآنجلس
سانتا روزا
سانتا آنا
سن دییگو
سن خوزه
سانفرانسیسکو
اوکلند
بورلی هیلز
فرسنو
آناهایم
بیکرزفیلد
ریورساید
ستاکتون
گلندیل
کانتیکات
هارتفورد
بریجپورت
کانزاس
توپکا
ویچیتا
کلرادو
آرورا
دنور
کلرادو سپرینگز
کنتاکی
فرانکفورت
لویی ویل
لکزینگتون
لوئیزیانا
باتونروژ
نیواورلئان
ماساچوست
بوستون
مونتانا
هلنا
بیلینگز
مریلند
آناپولیس
بالتیمور
میسیسیپی
جکسون
میسوری
کانزاس سیتی
سنت لوئیس
جفرسون سیتی
میشیگان
لنسینگ
دیترویت
مین
پورتلند
آگوستا
مینهسوتا
سینتپال
مینیاپولیس
نبراسکا
اوماها
لینکلن
نوادا
کارسون سیتی
لاس وگاس
رینو
هندرسون
نیوجرسی
ترنتون
نیوآرک
جرزی سیتی
نیومکزیکو
آلباکرکی
سانتا فه
راس ول
لاس کروچز
نیوهمپشایر
کنکورد
منچستر
نیویورک
نیویورک
آلبانی
روچستر
بوفالو
سیراکیوز
واشنگتن
سیاتل
سپوکین
الیمپیا
تاکوما
وایومینگ
شاین
ورمونت
مونپلیه
برلینگتون
ویرجینیا
ریچموند
ویرجینیا بیچ
آرلینگتون
بلکسبرگ
نورفوک
ویرجینیای غربی
چارلستون
ویسکانسین
مدیسون
میلواکی
هاوایی
هونولولو
آلاسکا
(به انگلیسی: Alaska) بزرگترین ایالت کشور ایالات متحده آمریکا است. که به واسطه معادن غنی و نیز نفت یکی از ثروتمند ترین ایالت های این کشور محسوب می شود. پایتخت آن ژونو، و شهرهای مهم آن فیربانکس، نوم، و انکوریج هستند. شمالی ترین شهر آلاسکا بَرو (Barrow) و جنوبی ترین شهر ایالت آلاسکا کودیاک (Kodiak) می باشد.
رشته کوه های طولانی، قله های بلند، یخچال های طبیعی، رودها، دریاچه ها و دیدنی های طبیعی بسیار، کرانه های اقیانوس آرام کوهستانی و متشکل از رشته کوه های طولانی است که بعضی از این قله ها کوه های آتشفشانی اند اصلی ترین مشخصات این سرزمین است.
۸۲% آلاسکاییان مسیحی (که از این میان ۶۸% پروتستان، ۸% ارتدوکس ،و ۷% کاتولیک هستند). ۱۷% باقی دین خاصی ندارند.
پول رایج دلار آمریکا است، و زمان رسمی آلاسکا، پاسیفیک تایم (135° West) میباشد.
جغرافیای طبیعی
مساحت آلاسکا در حدود ۱٬۵۹۳٬۴۳۸ کیلومتر مربع (کمی کمتر از ایران) می باشد که شامل جزایر الوشن که به بیش از ۱۵۰ جزیره کوچک و بزرگ تقسیم می شود.مرز میان کانادا و آلاسکا از اولین مرزهایی بود که به واسطه مرزبندی مداری شکل گرفت و از دیگر مرزهای این چنین میتوان به مرز مصر و لیبی اشاره کرد. کوه مک کینلی مرتفع ترین کوه قاره آمریکای شمالی که در سال ۱۹۱۳ فتح شد.
مردم آلاسکا
این ایالت شبه جزیره ایست در شمال غربی قاره ی آمریکا شمالی که با جزیره های بزرگ و کوچک که جمعیت آن طبق آمار سال ۲۰۰۵ بیش از ۶۶۰۰۰۰ نفر است. نام آلاسکا از قوم آلئوت (Aleut) گرفته شده است که مردم بومی کهن این سرزمین بوده اند که معنای "سرزمین وسیع" را دارد.
آلاسکا به همراه جزایر هاوایی دو تکه جدا از ایالت متحده آمریکاست که به ترتیب ایالات چهل و نهم و پنجاهم آن به شمار می روند.سفید پوست ها 75 درصد مردم آلاسکا را تشکیل می دهند.و بیش از 70 درصد در شهرها زندگی می کنند.اغلب مردم آلاسکا زندگی در خطوط ساحلی را گزیده اند.
شهر انکوریج
آلاسکا با محوطه یوکون و بریتیش کلمبیای کانادا در شرق، با خلیج آلاسکا در غرب، با اقیانوس آرام در جنوب، با دریای برینگ، تنگه برینگ و دریای چوکچی در غرب و با دریای بوفورت اقیانوس منجمد شمالی در شمال محدود شده است.سرزمین آلاسکا نزدیک ترین قسمت قاره آمریکا به آسیاست و تنگه برینگ با حدود 80 کیلومتر پهنا آن را از روسیه جدا می کند و بر طبق نظریه های باستان شناسی و مردم شناسی مردم بومی قاره آمریکا در عصر یخبندان قبل از ورود وایکینگ ها و گروه اعزامی اسپانیایی به رهبری کریستف کلمب از طریق آلاسکا به این قاره مهاجرت کرده اند.این قوم هنوز نیز در گوشه و کنار آمریکای شمالی و جنوبی قابل مشاهده هستند و به مردم بومی آمریکا(Native American) مشهور هستند از معروف ترین افراد بومی آمریکا که به قدرت و شهرت رسیدند میتوان به ایمیلیانو زاپاتا انقلابی مکزیکی اشاره کرد.
زبان رسمی انگلیسی است، و زبان های بومی نیز تا حدود کمی رایج هستند. نوع نژاد 67.7% سفید ، 15.6% بومی آلاسکایی ، 4.1% سیاه ، اسپانیولی 4.1% ، آسیایی 4%، و اسکیموها و آلئوت 3.6% جمعیت هستند.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
موقعیت جغرافیایی
جزیره هرمز HORMOZ
جزیره هرمز در دهانه تنگه هرمز، در مدخل ورودی خلیج فارس از دریای عمان بین تا طول شرقی و تا عرض شمالی واقع شده است. این جزیره را به علت موقع جغرافیایی آن که در مجاورت با تنگه هرمز قرار دارد، کلید خلیج فارس می دانند. همین موقعیت است که آن را از نظر سوق الجیشی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار کرده است.
جزیره هرمز از شمال غرب به بندرعباس، از جنوب شرق به جزایر قشم و لارک محدود می گردد.
فاصله جزیره هرمز (از محل بندر) تا بندرعباس 71/9 مایل دریایی (18 کیلومتر)، تا جزیره قشم (محل سربندر) 71/9 مایل (18 کیلومتر) و تا جزیره لارک (تا محل اسکله) نیز 71/9 مایل (18 کیلومتر) می باشد.
فاصله این جزیره در نزدیکترین مسیر تا ساحل اصلی کشور 96/2 مایل (5/5 کیلومتر) است. (نقشه شماره 25)
بلندترین نقطه ارتفاعی جزیره 228 متر و پایین ترین نقطه ارتفاعی منحنی صفر است، بنابراین ارتفاع متوسط در جزیره هرمز 114 متر است.
مساحت جزیره
جزیره هرمز به شکل بیضی است، قطر کوچک آن 5/5 و قطر بزرگ آن بین 5/7 تا 9 کیلومتر، و مساحت آن در حدود 45 کیلومتر مربع میباشد.
توپوگرافی و ناهمواریها
قسمت اعظم جزیره هرمز ناهموار و عارضه دار است. بلندترین نقطه در این جزیره 228 متر و پایین ترین نقطه ارتفاعی صفر است، بنابراین متوسط ارتفاعات در جزیره هرمز 114 متر می باشد. اگر جزیره هرمز را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم، کنیم نیمه جنوبی تماماً تپه ای و ناهموار است و نیمه شمالی آن در قسمت مرکزی ناهموار و به سمت شمال از ارتفاعات کاسته شده و سطوح دشتی هموار می شود.
اگر به توپوگرافی جزیره هرمز توجه شود این سطح دشتی به صورت قوسی است که رأس آن به سمت شمال قرار دارد، از غرب جزیره شروع شده، قسمت شمالی را دور زده و در قسمت شرقی جزیره به پایان می رسد. اگر جزیره به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم شود، در سطوح ناهموار در نیمه غربی جزیره ارتفاعات روندی شمال غرب به جنوب شرق داشته، برعکس در نیمه شرقی ارتفاعات دارای روند شمال شرق به جنوب غرب هستند که این دو روند در بخش مرکزی جزیره به طرف جنوب به هم رسیده و تشکیل قوسی را میدهند که رأس آن به سمت جنوب است، درست برعکس قوسی که سطوح دشتی در این جزیره را در برگرفته است. در قسمت غربی جزیره ساحل به صورت صخره ای است، به سمت جنوب غرب بین خط ساحلی و ارتفاعات پرتگاهی با روند کلی شمال غرب به جنوب شرق وجود دارد که البته بلافاصله به ساحل ختم نمی شود. این پرتگاه در جنوب جزیره باز به ساحل صخره ای منتهی می شود، طوریکه ساحل غربی و ساحل جنوبی را که صخره ای هستند، به صورت خطی به هم متصل کرده و باعث شده که در محدوده جنوب غرب باریکه ای ناهموار بین پرتگاه و خط ساحلی با همان روند پرتگاه به وجود آید. به سمت جنوب شرق و شرق از ارتفاع سواحل کاسته می شود. ساحل هموار به طور کلی بیشتر در نیمه شمالی جزیره به چشم می خورد. جزیره هرمز تقریباً دارای ساختمان متحدالمرکزی است و تمام آبراههها از مرکز به اطراف سرازیر می شود.
شبکه زهکشی در جزیره به گونه ای است که آبراهه ها در بخشهای جنوبی به دلیل شیب توپوگرافی زیاد، بلافاصله به ساحل می رسند، اما در بخشهای غربی، شرقی و شمالی جزیره آبراهه ها، مسیر طولانیتری را طی کرده و وارد دریا می شوند.
زمین شناسی و تکتونیک
1) زمین ساخت جزیره هرمز
جزیره هرمز اصولاً یک گنبد نمکی است که در آن سازندهای آذرین و غالباً آتشفشانی تیپ غالب سنگ شناسی را تشکیل می دهد. جزیره هرمز مکان مشخص سازند معینی به نام سری هرمز است. سری مزبور شامل سنگ نمک و گچ همراه توده ها و قطعات سنگهای رسوبی و آذرین است و مجموعه ای از سنگها را تشکیل می دهد که شباهتی با هیچ یک از ردیفهای سازند دوران دوم و دوران سوم که اطراف گنبدهای نمکی را فرا گرفته است، ندارد.
جزیره هرمز ظاهراً دارای ساخت هم مرکزی است که در قسمت میانی آن نمک طعام و در حول آن مخلوطی از نمک و گچ و اندریت قرار گرفته است. ترکیبات اخیر به صورت حلقه مانند قرار داشته و انواع مختلف سنگهای آذرین، آهک و شیل را نیز در بردارد. در قسمت جنوبی جزیره بقایای یک پوشش رسوبی دیده می شود که شامل ماسه سنگ و آهک ماسه سنگی همراه لایه های کنگلومرا و شیل است. این پوشش روی سازندهای نمکی قرار گرفته است.
در تاریخ زمین شناسی هرمز دو جنبش آتشفشانی وجود داشته که اولی بازیک و احتمالاً قبل از پرمین و دومی اسیدی مربوط به تریاس پیشین است. آتشفشان اسیدی متعلق به یک فاز (جنبش) کششی است فرونشست خشکیها و پیشروی دریایی تریاس را فراهم نموده است.
اختلاف سن سنگهای آتشفشانی و سنگهای تبخیری جزیره هرمز، سنگهای آتشفشانی این جزیره را از سری هرمز مستثنی می سازد. از مطالعه پتروشیمی سنگهای آذرین چنین استنباط می شود که منشأ ماگماها از ذوب پخش پوسته بوده، یا اگر منشأ آن از جبه باشد مطمئناً در حین بالا آمدن و در مسیر خود با پوسته اسیدی به شدت اختلاط و آغشتگی حاصل کرده است.
کانی سازی سنگهای آتشفشانی سبب شده است که کانیهای حرارت بالا از قبیل پیروکسن و آمفبیل و کانیهای حرارت پایین و هیدروترمال نظر اولیژیست، کوارتز و پیریت در حفره ها و شکستگیهای سنگهای آذرین تشکیل گردد. همچنین در سنگهای رسوبی قدیمی این جزیره کانیهای درجازا نظیر دولومیت، پیریت و کوارتز به وفور یافت شود.
یکی از کانسارهای قابل توجه و مهم این جزیره اخرا است که از طریق شستشوی سنگهای آهن دار توسط آبهای نافذ و انتقال اکسید آهن سه ظرفیتی به اعماق زمین حاصل شده است. ژیزمان این کانسارها به صورت توده های بزرگ عدسی شکل است که در حد فاصل سنگهای تخریبی و برش هتروژن آهندار قرار گرفته است.
2) چینه شناسی جزیره هرمز
1-2) پروتروزئیک و پالئوزوئیک
*سازند هرمز: نام این سازند از نام همین جزیره (هرمز) گرفته شده و دارای گسترش وسیع در جنوب غربی ایران به شکل گنبد نمکی است. سری مزبور شامل سنگ نمک و گچ همراه توده ها و قطعات سنگهای رسوبی و آذرین است و قسمت اعظم جزیره هرمز را در بر گرفته است.
2-2) سنوزوئیک
- نئوژن
* سازند آغاجاری (فارس فوقانی): این سازند از نظر لیتولوژی شامل ماسه سنگهای آهک دار قهوه ای و خاکستری، رگه های گچ، مارن های قرمز و سیلتستون است. در کنتاکت زیرین سازند آغاجاری، مارن های خاکستری و آهک های سازند میشان قرار دارد که حدبین آنها تدریجی و هم شیب است. سن این سازند از میوسن فوقانی تا پلیوسن تعیین شده است. این سازند به صورت نواری باریک در ساحل جنوبی جزیره از غرب به شرق کشیده شده است.
3-2) کواترنری
به طور کلی آبرفتهای دوران چهارم نواحی ساحلی و بستر رودخانههای اتفاقی را در بر می گیرند. ضخامت این آبرفتها متفاوت و از تخریب تشکیلات جزیره به وجود آمده اند. آبرفتهای دوران چهارم در نیمه شمالی جزیره گسترش دارند.
3) ولکانیسم جزیره هرمز
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 21 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
آداب و رسوم
جشنها و سرورها سنندج
در استان کردستان به تبعیت از تفاوت های مذهبی مراسم جشن و سرور متفاوتی نیز بر گزار می شود . معمولا شیعه ها و سنی ها علیرغم وجود اشتراک در بسیاری از مراسم و اعیاد مذهبی و دینی مراسم متفاوتی را نیز برگزار می کنند. مراسم عید قربان عید غدیر تولد حضرت پیغمبر (ص)و سایر اعیاد دینی به طرز بسیار با شکوهی برگزار می شود . خصوصا عید مبعث که از سوی مردم سنتی مذهبی به شکل عالی و همراه با موسیقی مذهبی خاص در تمام نقاط استان بر گزار می شود . مردم سنی مذهب به عید نوروز بهای زیادی نمی دهند ولی در بین شیعیان تقریبا مراسم عید مثل سایر جاهای ایران و به تبعیت از اعتقادات و باورهای دینی ومذهبی برگزار می شود . قبل از فرارسیدن عید با افروختن آتش رسیدن سال نو را گرامی می دارند و اعتقاد دارند که حضرت علی (ع) در عید نوروز به تخت خلافت نشسته است . از دیگر مراسم مربوط به فرارسیدن عید نوروز علاوه بر افروختن آتش می توان به مراسم رنگ کردن تخم مرغ مراسم قاشق زنی و گوش ایستادن در شب چهار شنبه سوری اشاره کرد که تقریبا در تمام مناطق کردنشین غرب ایران مرسوم است .
مراسم عروسی سنندج
یکی دیگر از مراسم جشن و سرور که به نحو باشکوهی و توام با سرود و رقص و پایکوبی برگزار می شود مراسم مربوط به عروسی و ازدواج است که در مناطق شهری و روستایی استان تقریبا یکسان است و فقط در مناطقی که جمعیت غیر بومی قابل توجهی دارند تحت تاثیر فرهنگ غیر کردی با اندک تفاوتی برگزار می شود . این مراسم شامل نامزدی روباز کردن خریدن لباس عروس عقد کنان تعیین زمان عروسی حنا بندان حمام بردن عروس و شب عروسی است که هر قسمت آن با هلهله شادی و خواندن ترانه و سرود و رقص همراه است . مراسم عروسی بویژه در میان عشایر جلوه ای از رنگارنگی لباس زنان را که مملو از طلب شادی مردم بویژه زنان عشایر است نشان می دهد . عروسی عشایر کردستان نمایشگر فستیوال رنگ لباس و شادی است . یکی از ویژگی های عروسی در بین کردهای عشایر شب نشینی سنتی است که پیش از برگزاری جشن اصلی عروسی ترتیب داده می شود . این شب نشینی ها تا سال های اخیر بسته به بضاعت مالی خانواده های عروس و داماد بین سه تا هفت شب ادامه داشت . اما امروز به دلایلی به یک الی دو شب وگاهی به سه شب یا بیشتر محدود شده است . مقدمات ازدواج پسران ودختران جوان با مجلس خواستگاری و گفتگو بر سر تعیین مهریه و خرید طلا و لباس توسط داماد برای عروس و تعیین تاریخ عقد و عروسی آغاز می شود . بعد از طی این مقدمات مراسمی با عنوان شیرینی خوران بر گزار می شود که طی آن با اعلام نامزدی رسمی دختر و پسر خطبه عقد نیز بین آنان جاری می شود و مراسم عروسی به زمان دیگری موکول میگردد . با نزدیک شدن روز عروسی مجالس شب نشینی از سوی خانواده های دو طرف به طور جداگانه ترتیب می یابد که در آن از کلیه نزدیکان دو خانواده دعوت به عمل می آید. با پایان یافتن شب نشینی روز عروسی فرا می رسد که در این روز نیز ضمن ادامه رقص و پایکوبی و دادن نهار به مهمانان نزدیک عصر داماد در حالی که تعدادی از مهمانان خصوصا دختران و پسران جوان وی را همراهی می کنند به طرف خانه عروس حرکت می کنند و پس از صرف چای وشیرینی و کسب اجازه از والدین عروس وی را به خانه داماد می آورند و در اینجا شادی ونشاط حاضران به اوج خود می رسد . عروس و داماد پس از ورود به محل برگزاری مراسم وارد حلقه رقص شده و طبق یک سنت دیرینه هر یک به نوبت سر چوبی را در دست می گیرند و در حالی که جمع زیادی از دختران و پسران آنان را همراهی می کنند دقایقی به آرامی به پایکوبی می پردازند . با رقص عروس و داماد مبالغ هنگفتی از محل شباش ها نصیب نوازندگان می شود . با پایان یافتن جشن عروسی وپس از گذشت یک هفته . کلیه دعوت شدگان دو طرف به استثنای مردان و پسران در منزل داماد جمع می شوند و با برگزاری مراسم دیگری که گستردگی مراسم شب نشینی و عروسی را ندارد هدایای خود را که عمدتا شامل پول نقد است به عروس و داماد اهدا می کنند . این هدایا که در اصطلاح محلی (هفته) گفته می شود با هدف کمک به تشکیل زندگی جدید زوجهای جوان و جبران هزینه های عروسی آنان ارائه می شود و هرکسی تلاش می کند که هدیه اش ارزشمند تر از هدیه دیگری باشد .
مراسم پیر شهریار سنندج
روستای اورامانات تحت یکی از فضاهای ویژه روستایی کردستان است که علاوه بر زیبایی چشم اندارها به دلیل اجرای همه ساله مراسم بسیار باستانی و حیرت انگیز پیر شهریار قابلیت های ارزشمند جهانگردی دارد . آرامگاه پیر شهریار که به پیر شالیار نیز معروف است از قدسین زرتشتی و زیارتگاه ها و معابد بسیار مورد احترام مردم این ناحیه می باشد. به روایتی پیر شالیار و مراسم آن از یادگارهای دوره پیش از اسلام است . مراسم فوق در اواخر تابستان و به مدت یک هفته انجام می شود . مردم منطقه ابتدا در فصل تابستان گردو های درخت ها را می چینند و خشک می کنند و به منظور استفاده در این مراسم نگهداری می کنند . سپس در زمان انجام مراسم بچه ها به نمایندگی از جانب چند تن از بزرگان منطقه به درب منازل رفته و جهت تهیه آش مخصوص از مردم آرد و گوشت قربانی (گوسفند یا گاو )و مواد لازم دیگر را جمع آوری نموده و در ظروف خالی شده اجناس جمع آوری شده آن ها تعدادی گردو می ریزند . سپس با آرد جمع آوری شده نان می پزند و مقداری از گردو های سائیده شده را با خمیر نان مخلوط می کنند . معمولا خانم ها هر روز به میزان قابل توجهی نان می پزند و در اختیار مردان جهت صرف نهار و شام قرار می دهند . صبح خیلی زود تعدادی از مردان آشپز دیگ ها را روی اجاق ها گذاشته و مقدار زیادی گوشت و سایر موارد داخل آن ها می ریزند و آش مخصوص می پزند و هنگام نهار و شام بین اهالی احسان می کنند. هر روز پس از صرف نهار مردها روی پشت بام وسیع یکی از منازل به رقص های گروهی عرفانی می پردازند . شیوه اجرای این رقص بدین شکل است که کلیه مردها دست ها را به کمر یکدیگر حلقه می کنند و آرام آرام می چرخند و تعدادی ما بین 3 تا 8 نفر نیز در وسط گروه رقص دایره وار می چرخند و مرتبا سرها یشان را تکان می دهند و مو های بلند خودشان را آشفته می کنند و آن قدر این حرکت را تکرار می شود که معمولا چند تایی از آن ها از خود بیخود شده و چاقو قیچی سیخ کباب و … را در بدن خود فرو می کنند . برای این که اشخاص آسیبی به خود نرسانند دیگران جلوی این افراد را به سرعت میگیرند . پس از پایان رقص شب هنگام وارد خانه ای که گویا خانه پیر بوده می شوند و به خواندن اشعاری در وصف پیر می پردازند و آنگاه لنگه کفشی را که در صندوق یکی از اتاق ها است و معتقدند به پیر شالیار تعلق دارد از صندوق در می آورند ودست به دست می دهند و با احترام خاص می بوسند و سپس در صندوق نگهداری می کنند . روز آخر انجام مراسم ماست و نان تهیه می کنند و به صورت گروهی به سمت آرامگاه پیر می روند و به محض ورود به محوطه باز آرامگاه کفش ها را از پا در می آورند وپای برهنه زمین را می بوسند و آنگاه به زیارت پیر مشغول می شوند و دستمال هایی نیز جهت گرفتن حاجت به دیوار ها و درخت های محوطه آرامگاه می آویزند و سپس به خوردن نان و ماست می پردازند و برای خوردن آن تلاش زیاد می نمایند تا از خوردن آن بی بهره نمانند زیرا معتقدند خوردن نان و ماست روز آخر در جوار آرامگاه پیر تبرک است و در درمان بیماری ها نیز موئثر است . غروب همان روز (روز هفتم )مراسم پایان می پذیرد .
رقصهای محلی سنندج
رقص های محلی و بومی این استان هم از نظر مضمون و هم از نظر شکل در خور توجه ویژه است . رقص کردی عمدتا به شکل گروهی است وحرکات فیزیکی موزون و همانگی دلپذیر دارد . معمولا رقص ها کمتر به شکل انفرادی و بیشتر با شرکت زنان و مردان اجرا می شود این رقص همراه با حرکات موزون از محتوا و مضمون خاصی بر خوردار است و نشان دهنده باورها و خصوصیات قومی و فرهنگی مردم کرد است . رقص معروف به جار ماق از عمده ترین رقص های محلی است که امروزه نیز در مواقع خاصی در تمام شهرها و به ویژه در روستا ها و قبایل کوچ نشین به اجرا در می آید . علاوه بر رقص هایی که در مراسم شادی و جشنها اجرا می شود در این استان رقص های ویژه ای نیز وجود دارد که می توان آن ها را رقص های مذهبی و اعتقادی دانست . استان کردستان یکی از مراکز عمده تصوف و عرفان کشور است . در این منطقه فرقه های صوفیه همچون خاکساریه نقشبندیه نعمت اللهی و قادریه هر ساله در روز های معینی مراسم ویژه خود را برگزار می کنند که رقص جز لاینفک آن است .برای نمونه آئین ها رسوم و حال وهوای یک مجلس مربوط به دراویش قادری که از مهم ترین سلسله های تصوف کردستان به حساب می آید در زیر مورد اشاره قرار می گیرد : خانقاه که گاهی تکیه زاویه و رباط نیز گفته می شود محل اجتماع درویشان است. در خانقاه اوراد و اذکار و ریاضات و چله نشینی ها رایج است . در مجالس درویشان معمولا یک نفر قوال یا حتی خود خلیفه ترانه هایی عاشقانه یا عارفانه همراه با دف و نی یا حتی تار می خواند و دراویش حلقه وار برزمین می نشینند و معمولا خاموش و آرام هستند . سر ها به زیر و نفس ها در سینه حبس است و ناگاه درویشی به وجد می آید نعره می زند و خود را پیچ و تاب می دهد . پاره ای دچار رعشه و لرزش می شوند . این شور معمولا به جمع هم سرایت می کند و کم کم تمام حاضران در مجلس به پایکوبی و دست افشانی بر می خیزند .در این مرحله صدای دف و آواز و فریاد به اوج خود می رسد درویشی خرقه خود را می درد دیگری فریادهای بیشهانه می کشد کسانی هم از خود بی خود می شوند و بر خاک می افتند در این حالت خود انگیختگی که با هیجانات شدید همراه است خنجر ها به بیرون کشیده می شوند سیخ ها یک به یک بر اعضا و جوارح فرو می روند . یک نفر سیم عریان برق را در دستانش گرفته است ودرویشی دیگر زهر و سم بر حفره دهانش سرازیر می کند . کسانی دیگر آتش و شیشه را چون خوراکی می خورند. در این هیاهو چند خنجرهایی را بر فرق سر خویش می کوبند و در جایی دیگر درویشی پهلوی خود را با خنجر می درد . در این مرحله که احساسات در اوج غلیان است خلیفه وارد معرکه می شود و عنان هیجانات را به دست می گیرد و آرام آرام جمعیت را به آرامش فرا می خواند . دراویش اطاعت می کنند . خنجر و سیخ ها را از تن ها خارج می شود دف ها خاموش می شوند و آرامش به جمع باز می گردد. دراویش یک به یک و خسته و عرق ریزان بر زمین جای می گیرند . ختم مجلس اعلام می شود .آنهایی که زودتر به حالت عادی بر گشته اند یک به یک محیط خانقاه را ترک می کنند . خلیفه در زاویه می نشیند و آمادگی خود را برای پذیرش خصوصی اشخاص و پاسخگویی به سوالات و ارشادات لازم اعلام می کند .
سوگ ها و عزاهای ملی مذهبی و خصوصی سنندج
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
جایگاه ایران در اقتصاد جهانی گردشگری
چکیده
گردشگری به عنوان یک فعالیت اقتصادی چند بخشی ، دارای اثرات دوگانه مستقیم و غیر مستقیم بر اقتصاد ملّی است . از جمله آثار مستقیم گردشگری بر اقتصاد ملی می توان به بهبود تراز پرداختهای بین المللی ، اشتغال وسیع ، فرصت سازی اقتصادی و افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات اشاره نمود و همچنین توزیع فرصت های اقتصادی بین مناطق مختلف کشور ، گسترش تکنولوژی ، جذب سرمایه گذاریهای خارجی ، توسعه تجارت و نیز رشد صنایع دستی و بومی از جمله آثار غیر مستقیم گردشگری بر اقتصاد ملی است .
چنانچه درآمد زایی و اشتغال زایی را دو شاخص مهم در یک فعالیت اقتصادی موفق در نظر بگیریم هر دو این شاخص ها به صورت وسیع و پایدار در گردشگری قابل تأمین و دسترسی است . توقع اینست که کشور ایران به عنوان یکی از 10 کشور اوّل جهان به لحاظ جاذبه های گردشگری ( امین اسماعیلی ، 9 ) و نیز قرار گرفتن در بین 5 کشور برتر دنیا از نظر اکوتوریسم ، از جایگاه مناسب تری در سطح جهان برخوردار باشد که البته چنین نیست ، از این رو در مقاله حاضر سعی شده است ضمن بررسی جایگاه ایران در اقتصاد گردشگری جهانی در یک دوره آماری ده ساله ( 2000-1991 ) راهکارهایی مناسب ، واقعی و مبتنی بر تجربیات کشورهای موفق جهت رفع چالشهای پیش روی این فعالیت اقتصادی ، به منظور افزایش سهم در بازار بین المللی ارائه گردد .
مقدمه
تا قبل از ایجاد جنبش جهانگردی یعنی از سده هجدهم میلادی و همگام با انقلاب صنعتی ، جهانگردی از جمله عادات طبقه ثروتمند بود ولی با توسعه صنعتی و حصول پیشرفت های مادی مانند : تحولات عظیم در صنعت حمل و نقل ، جهانگردی دیگر تفنّنی منحصر به طبقات ممتاز جامعه نبوده بلکه جریانی شد که تقریباً تمام قشرهای اجتماعی را در برگرفت ( دریو ،1371 ، 675).
در دهه 1970 توریسم به عنوان ابزاری برای توسعه کشورهای در حال توسعه مطرح شد تا جایی که دکادت از آن به عنوان گذرنامه توسعه برای این گونه کشورها یاد می کند و امروزه نیز با توجه به گفته برخی کارشناسان نظیر : تورنر ، توریسم بین المللی به عنوان امید بخش ترین ، پیچیده ترین و جایگزین ترین فعالیتی مطرح است که جهان سوم با آن روبروست ( حسین زاده دلیر، 1382، 24 و 25 ) و ایران به عنوان کشوری که با محدودیت منابع مالی و درآمدی و نیز فراوانی جمعیت جوان و جویای کار مواجه است با عنایت به توانمندی های صنعت گردشگری و قابلیت های خود در جهت ایجاد شرایط مناسب به منظور رفع مشکلات اقتصادی ، در سالهای اخیر بیش از گذشته به این صنعت پرقدرت و توانا توجه نموده و اکنون در راستای چنین توجهی از لحاظ ورود گردشگران بین المللی و میزان کسب درآمد و سهم در اقتصاد جهانی گردشگری جایگاه مناسبتری را به خود اختصاص داده است ولی این جایگاه با توجه به توانمندی های ایران متناسب و در خور نیست . یک کشور زمانی پذیرای گردشگران خواهد شد که از طرف آنها « مورد پسند » واقع شود و برای تحقق این اتفاق بایستی فعالیت های خویش را جهت معرفی خود ، رفع موانع و ایجاد بستر مناسب گسترش داده تا گردشگران با اطلاع از ویژگی های کشور اقدام به انتخاب مکان سفر نمایند زیرا گردشگر به عنوان فردی که قصد سفر دارد بایستی تنها مکان سفر را انتخاب نماید از این رو هر کشوری که بتواند جاذبه های خود را عرضه نموده و نظر گردشگران را جلب نماید بالطبع در بازار گردشگری جهان سهم بیشتری داشته و جامعه خود را از مواهب حضور گردشگران بهره مند می سازد .
ایران با برخورداری از سابقه طولانی در شکل گیری بخشی از فرهنگ جهانی قادر است خود را به عنوان فرهنگی مستقل به دنیا بشناساند ( سازمان برنامه و بودجه؛1371،5)ضمن آنکه آثار باستانی متعدد ، تنوع آب و هوایی و چهار فصل همزمان ، مناظر طبیعی زیبا ، تنوع فرهنگ ها و قومیت ها و ... همگی مؤید استعداد و توانایی کشور ایران برای جلب و جذب گردشگران است .
1- تاریخچه برنامه ریزی گردشگری در ایران
از دهه دوم قرن حاضر ، جهانگردی در ایران رسماً شکل گرفت و برای اولین بار در سال 1314 اداره ای به نام « اداره جلب سیاحان خارجی و تبلیغات » در وزارت داخله تاسیس شد و انجام امور مربوط به جهانگردی به آن اداره محول گردید . در همین سال « کانون جهانگردی ایران » به منظور فراهم آوردن موجبات آسایش و آسان کردن مسافرت جهانگردان ایجاد شد ، این کانون که به طور رسمی در بهمن 1317 به ثبت رسید گشت های گوناگونی در داخل کشور برای بازدید جهانگردان ترتیب می داد . در شهریور 1320 اداره جلب سیاحان به « شورای عالی جهانگردی » تغییر نام داد ، این شورا هفته ای یکبار در وزارت کشور تشکیل می شد . در سال 1333 شورای عالی جهانگردی ، به « اداره امور جهانگردی » تبدیل و در وزارت کشور متمرکز شد . از فعالیت های این اداره طی سالهای 37 تا 1333 می توان به انجام برخی خدمات زیربنایی و تدوین قوانین و مقرّرات ناظر بر جهانگردی از جمله « قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه » اشاره کرد . در فروردین 1342 سازمانی به نام « سازمان جلب سیاحان » وابسته به نخست وزیری تاسیس شد . هدف عمده این سازمان معرفی پیشینه کشور و تشویق جهانگردان خارجی و داخلی به سیر و سفر و بازدید آنها از آثار باستانی و مناظر طبیعی و ایجاد تمرکز و هماهنگی های لازم در امور مربوط به جهانگردی بود . در تیر ماه 1353 سازمان جلب سیاحان در وزارت اطلاعات ادغام شد و وزارتخانه جدیدی به نام « وزارت اطلاعات و جهانگردی » به وجودآمد .
بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 وزارت اطلاعات و جهانگردی ابتدا به وزارت ارشاد ملی و سپس به « وزارت ارشاد اسلامی » تغییر نام داد و حوزه معاونت جهانگردی این وزارتخانه سرپرستی امور جهانگردی کشور را بر عهده گرفت . با تشکیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معاونت سیاحتی و زیارتی این وزارتخانه،دفتر ایرانگردی و جهانگردی را به منظور برنامه ریزی صنعت توریسم ، آموزش دست اندرکاران جهانگردی ، درجه بندی ، نظارت و نرخ گذاری تأسیسات ، برقراری ارتباط بین المللی با نهادها و ارگانهای جهانگردی خارجی و شرکت در اجلاس ها ، نمایشگاه ها و مجامع بین المللی جهانگردی تشکیل داد . این دفتر پس از مدتی برابر مصوبه 21 آبان 1358 شورای انقلاب اسلامی به نام « سازمان مراکز ایرانگردی و جهانگردی » تغییر نام داد که عملاً از ادغام چهار شرکت دولتی به نامهای شرکت سهامی تأسیسات جهانگردی ایران ، شرکت سهامی گشت های ایران ، شرکت سهامی مرکز خانه های ایران و شرکت سهامی سازمان مراکز جهانگردی برای ورزشهای زمستانی بوجود آمده بود . ( مدرس ، 1378 ، 42 ) و در نهایت در سال 1382 با ادغام سازمان میراث فرهنگی کشور و سازمان ایرانگردی و جهانگردی سازمان جدیدی بنام « سازمان میراث فرهنگی و گردشگری » تشکیل شد .
2- جایگاه ایران در اقتصاد گردشگری جهانی
در دنیا هزینه ای که جهانگردان سالیانه به مسافرت و تفریح اختصاص می دهند سه برابر بودجه ایست که صرف امور دفاعی می شود (چاک وای گی ،1377،41)و شاید یکی از مهمترین دلایل توجه به جهانگردی اثرات اقتصادی این وضعیت در توسعه و رشد ملی می باشد . جهانگردی ضمن ایجاد یک رشته فعالیت های جدید در جامعه موجب فعال شدن سایر بخشهای اقتصادی شده و می تواند در برقراری موازنه ارزی نیز اثرات سازنده ای داشته باشد ، از اینرو برخی از کشورها جهانگردی را محور اصلی فعالیتهای اقتصادی خود قرار داده و از این طریق به منافع سرشاری نیز دست یافته اند (الوانی و دهدشتی، 1373،187).
با نگاهی کلی و گذرا به وضعیت گردشگری در سالهای قبل و بعد از انقلاب به وضوح در می یابیم که سهم جهانی ایران از نظر تعداد ورود و درآمدهای حاصل از گردشگری بین المللی در بعد از انقلاب بسیار کاهش یافته است زیرا پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ضرورت تغییر نگرش نسبت به گردشگری را پیش آورد که در آن گذشته از دیدگاه اقتصادی ، تأثیرات فرهنگی و اجتماعی گردشگری نیز مطرح شد .
در دهه اول انقلاب ملاحظات فرهنگ اسلامی – انقلابی ، محافظه کاری سیاسی و از همه مهمتر وقوع جنگ تحمیلی، فراهمی هرگونه فرصت را از کارشناسان و مسئولان اجرایی گرفت و صنعت گردشگری را با رکود مواجه ساخت و آن را به بخش غیر فعال در اقتصاد ایران مبدل نمود .
در دهه دوم انقلاب ، واقع بینی ها جای بدبینی ها را گرفت و گردشگری جایگاه خود را در اندیشه برنامه ریزان اقتصادی پیدا نمود ( زیرک باشی ، 1377 ، 77 ) به طوری که در پایان برنامه اول توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران حدود 900 هزار گردشگر با 450 میلیون دلار درآمد ارزی پیش بینی شده بود که هر چند این پیش بینی به واقعیت تبدیل گردید ولی در مقابل این تعداد گردشگر و درآمد وارده حدود 7/4 میلیون ایرانی به خارج مسافرت و حدود 5 میلیارد دلار ارز با خود خارج کرده اند که بدین ترتیب در پایان برنامه اول حدود 5/4 میلیارد دلار بیلان منفی داشته ایم ( رهنمایی ، 1376 ، 425 ) شواهد امر نشان می دهد که بیلان گردشگری در برنامه های دوم و سوم توسعه نیز چندان بهتر از برنامه اول نبوده است ( بیک محمدی ، 1379 ، 248 ) .
اگر بازار را مکانی بدانیم که در آن عده ای جهت رفع نیازهای خویش اقدام به پرداخت پول می کنند ، در بازار بین المللی گردشگری نیز گردشگران با حضور خود و پرداخت پول اقدام به رفع نیاز می نمایند لذا جذب گردشگران و امکانات مالی آنها را می توان مهم ترین پارامترهای حاصل از صنعت گردشگری دانست از این رو در این قسمت جایگاه ایران را در بازار بین المللی گردشگری از حیث این دو شاخص یعنی تعداد گردشگران ورودی و نیز میزان درآمد حاصله بررسی می نماییم .
2-1- جایگاه ایران از لحاظ ورود گردشگران بین المللی
جهانگردی به عنوان بزرگترین و پر رونق ترین صنعت جهانی (کالین مایکل هال ، 1378، 11)پدیده ایست اقتصادی ، اجتماعی ،فرهنگی و بسیار سیاسی که در هر جامعه ای متاثر از عوامل پیچیده و در هم بافته سیاسی و اقتصادی و همچنین ویژگیهای جغرافیایی است که دیگران را مجذوب خود می کند و این جذابیت در ایران تغییر مثبت یافته است بطوریکه در سالهای اخیر تعداد گردشگران وارد شده به ایران همواره در حال افزایش بوده و از سیر صعودی ملایمی برخوردار شده است به طوری که از 249000 نفر در سال 1991 به 1342000 نفر در سال 2000 رسیده است . این در حالی است که سهم ایران از کل گردشگران بین المللی نیز در طی همین دوره ( 2000-1991 ) از 05/0 درصد به 2/0 درصد رسیده است یعنی بیش از 4 برابر گردیده است ( جدول شماره یک)
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 59 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 13 |
جاذبه های توریستی جزیره کیش
موقعیت جغرافیایی
جزیره کیش با 90 کیلومتر مربع مساحت یکی از زیبا ترین جزایر خلیج فارس است که در 18 کیلومتری کرانه جنوبی ایران بین مختصات جغرافیایی 53 درجه و 53 دقیقه تا54 درجه و 4 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و 26 درجه و 29دقیقه تا 26 درجه و 35 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.
طول جزیره کیش 15 کیلومتر در محور شرقی-غربی و پهنای آن 7 کیلومتر در محور شمالی جنوبی و تقریبابیضی شکل است.
فاصله کیش از راه دریا تا جزیره هندورابی 28 کیلومتر ،تا جزیره فارور 55 کیلومتر ،تا جزیره سیری 87 کیلومتر ، تا جزیره ابوموسی 177 کیلومتر ،تا قشم 225 کیلومتر ، تا بندر عباس 300 کیلومتر، تا چابهار 675 تا بوشهر740 کیلومتر و تا دبی 200 کیلومتر فاصله کیش تا تهران از راه هوائی 1052 کیلومتر و از راه زمینی 1600 کیلومتر فاصله کیش تا اصفهان نیز از راه زمینی 1200 کیلومتر است.
کیش از طبیعتی زیبا و منحصر به فرد بر خوردار است . سواحل آرام با ماسه های مرجانی آب زلال دریا که شفافیت کم نظیر آن امکان مشاهده انواع آبزیان را در عمق چند متری مقدور می سازد پوشش گیاهی مناسب و سر سبزی و طراوت آن به ویژه در هفت ماه از سال چشم اندازی زیبا و تماشائی به آن بخشیده است که سالانه حدود یک میلیون نفر از دوستداران طبیعت و دریا را به سوی خود جلب می کند.
آب و هوا
بیشتر ماههای سال، دارای آب و هوای معتدل است. دی و بهمن خنکترین و تیر و مرداد گرمترین ماههای سال هستند. آمار ثبت شده در طی یک دوره 17 ساله نشان می دهد که پایین ترین دما 8 درجه و بالاترین دمای کیش 45 درجه سانتیگراد می باشد
جاذبه های توریستی کیش
بسیاری از مسافرانی که به جزیره کیش سفر می کنند، نمی توانند باور کنند که جزیره در روزگارانی بسیار دور منطقه آبادی بوده و یکی از قطب های تجارت میان چین و اروپا و شمال آفریقا بوده است. گرچه هنوز بررسی های باستان شناسی وسیعی در نقاط مختلف جزیره به عمل نیامده، اما در هر گوشه جزیره می توان آثاری از گذشتگان را مشاهده کرد که هر کدام یادآور دوران مجد وعظمت این جزیره بوده است. در جریان فعالیت های عمرانی جزیره کیش و در برخی از پژوهش های باستان شناسی محدود گذشته آثاری در سطح جزیره پیدا شده است که ارزش فراوانی دارد و مجموعه جذابی را تشکیل می دهد که هم اکنون بخشی از آن در ساختمان کانون هنر در معرض بازدید عموم قرار دارد
سکه های ایرانی و خارجی مربوط به دوره های مختلف تاریخی، ظروف مسی، مفرغی و سفالین، سنگ نوشته های اوایل دوره اسلامی (به خط کوفی)، سنگ قبر و یک عراده توپ از جمله آثاری هستند که در معرض دید قرار دارند .